سمر دادگر برای اولینبار از پیشنهاد ازدواج غیرمنتظره اوزجان دنیز پرده برداشت
سمر دادگر، همسر اوزجان دنیز، برای نخستینبار یکی از عجیبترین و بهیادماندنیترین خاطرات مسیر ازدواجشان را با مخاطبان در میان گذاشت. این زوج که در سال ۲۰۲۳ زندگی مشترک خود را آغاز کردند، در این روایت به لحظهای متفاوت و غیرقابلپیشبینی از پیشنهاد ازدواج اشاره کردند.
«نشاندار شدنمان را یک هفته بعد فهمیدم. خیلی خندیدیم.»
سمر دادگر که مهمان یک برنامه زنده تلویزیونی بود، توضیح داد در جریان یک شام رمانتیک، اوزجان دنیز با اهدای یک انگشتر تکنگین و صحبتهایی احساسی او را غافلگیر کرد. با این حال، او در همان لحظه متوجه نشد که این حرکت در واقع یک پیشنهاد ازدواج رسمی بوده است و تازه پس از گذشت یک هفته به این موضوع پی برد.
«بله» گفتن به خوشبختی در سال ۲۰۲۳ و عبور از حاشیهها
این زوج در سال ۲۰۲۳ با نشستن بر سر سفره عقد، رابطه خود را بهصورت رسمی ثبت کردند. اختلاف سنی میان آنها گاهی باعث شکلگیری انتقادهایی شد، اما با وجود تمام این حاشیهها، اوزجان دنیز و سمر دادگر توانستند پیوند خود را حفظ کنند.
آنها ترجیح میدهند زندگی خصوصیشان را دور از توجه رسانهها پیش ببرند، با این حال در مقاطعی بهدلیل برخی مسائل خانوادگی در صدر اخبار قرار گرفتند. با وجود این چالشها، رابطهشان همچنان مستحکم باقی مانده است.
جشن سومین سال ازدواج با حالوهوای عاشقانه
این زوج بهتازگی سومین سال ازدواج خود را پشت سر گذاشتند و این مناسبت را با انتشار تصاویری صمیمی در شبکههای اجتماعی جشن گرفتند. سمر دادگر با انتشار عکسهایی مشترک و نوشتن جمله «۳ ساله شدیم»، این روز خاص را ثبت کرد که با پیامهای تبریک فراوانی از سوی دنبالکنندگان همراه شد.
پیامی که همهچیز را تغییر داد؛ از «نمیشود» تا همسر بودن
اوزجان دنیز پیشتر در یکی از برنامهها، داستان آشنایی دوبارهشان را روایت کرده بود. او گفته بود در نخستین دیدار، بهدلیل اختلاف سنی، تمایلی به شروع رابطه نداشته است.
«وقتی آشنا شدیم ۲۰ ساله بود. خیلی جوان بود اما از نظر ذهنی پخته بود. میتوانستیم درباره همهچیز صحبت کنیم، اما بهخاطر اختلاف سن گفتم نمیشود. حتی روبهروی آینه به او گفتم: ببین، نمیشود. بعد از هم جدا شدیم.»
این خواننده مشهور همچنین توضیح داد که سالها بعد و پس از گذراندن روزهای سخت در ازدواج قبلیاش، پیامی ساده از سوی سمر دادگر مسیر زندگیاش را تغییر داد.
«۴ یا ۵ سال بعد، از سمر پیامی با این مضمون آمد: حالت خوبه؟ من هم گفتم خوب نیستم. شروع به صحبت کردیم. آمد و دیگر نرفت. زنی که گفته بودم نمیشود، حالا همسرم است. هم با من و هم با پسرم کوزی رابطه خیلی خوبی دارد. واقعاً چیزی به اسم همروح وجود دارد.»










